ناترازي انرژي، خاموشيهاي برق و نگراني از کمبود گاز در زمستان، اين روزها بيش از هر زمان ديگري اهميت مصرف بهينه انرژي را يادآوري میکند جوان آنلاین: ناترازي انرژي، خاموشيهاي برق و نگراني از کمبود گاز در زمستان، اين روزها بيش از هر زمان ديگري اهميت مصرف بهينه انرژي را يادآوري میکند، اما آيا ريشه اين مشکل تنها در مصرف خانوادههاست؟ نقش دولت، قيمت انرژي، زيرساختها و فرهنگ مصرف چيست؟ عليرضا کفشکنان در گفتوگو با ما، ضمن تشريح دلايل شدت بالاي مصرف انرژي در ايران، از نقش خانوادهها، دولت و سياستگذاران در اصلاح الگوي مصرف ميگويد و تأکيد ميکند که مصرف بهينه، به معناي محروميت نيست، بلکه راهي براي حفظ آسايش خانواده و منابع ملي است. متن زير ماحصل گفتوگوي جوان با وي است که ميخوانيد.
اين روزها درباره «شدت مصرف انرژي» صحبت ميشود. منظور از شدت مصرف انرژي چيست و چرا گفته ميشود وضعيت نگرانکننده است؟
متأسفانه درباره مصرف انرژي در ايران، گاهي آمارها و تحليلهاي نادرستي مطرح و همين مسئله باعث برداشتهاي اشتباه ميشود. آنچه مسلم است اينکه شدت مصرف انرژي در ايران بسيار بالاست. شدت مصرف انرژي، با ميزان مصرف معمولي انرژي تفاوت دارد. منظور از شدت مصرف انرژي اين است که براي توليد يک واحد توليد ناخالص داخلي (GDP)، چه ميزان انرژي مصرف ميشود. بر اساس آمارها، اين شاخص در ايران حدود دو تا دو و نيم برابر متوسط جهاني است. اين يعني براي توليد همان ميزان ثروتي که بسياري از کشورها توليد ميکنند، ما انرژي بسيار بيشتري مصرف ميکنيم. وقتي ميگوييم شدت مصرف انرژي در ايران بالاست، منظور اين نيست که صرفاً مردم مقصر هستند. مجموعهاي از عوامل در کنار هم باعث شدهاند که امروز با چنين شرايطي روبهرو باشيم.
پس اگر مردم تنها عامل اين وضعيت نيستند، مهمترين دلايل شدت بالاي مصرف انرژي در کشور چيست؟
نبايد با شنيدن عبارت «مصرف بالاست»، انگشت اتهام را فقط به سمت مردم گرفت. البته فرهنگ مصرف در کشور ما نيازمند اصلاح است و در اين زمينه سالها کمکاري شده، اما عوامل ديگري هم وجود دارند که سهم بسيار مهمي دارند. براي مثال، در حوزه بنزين همه ميدانيم که مصرف بسيار بالاست، اما آيا تنها دليل آن رفتار مردم است؟ خير. يکي از دلايل مهم، خودروهاي پرمصرفي است که در بازار وجود دارند و مصرفکننده حق انتخاب چنداني ندارد. از سوي ديگر، حملونقل عمومي نيز در بسياري از شهرها به اندازه کافي توسعه پيدا نکرده است. طبيعي است وقتي شهروند به مترو، اتوبوس يا ناوگان حملونقل مناسب دسترسي نداشته باشد، ناچار ميشود از خودروي شخصي استفاده کند و اين موضوع مصرف سوخت را افزايش ميدهد. در حوزه برق و گاز نيز سالها به موضوع بهينهسازي مصرف، کاهش تلفات و بازيافت انرژي آنگونه که بايد توجه نشده است.
به نظر شما علت چيست؟
دليل اصلي اين است که ايران از منابع فراوان نفت و گاز برخوردار بوده و انرژي را با قيمت بسيار پايين در اختيار مصرفکنندگان قرار داده است. کشورهايي که منابع انرژي ندارند، مجبور هستند سوخت را با قيمتهاي بالا وارد کنند، بنابراين از همان ابتدا به دنبال افزايش بهرهوري، کاهش تلفات و استفاده از فناوريهاي نوين رفتهاند. اما ما چون سالها انرژي ارزان در اختيار داشتيم، احساس نياز کمتري به سرمايهگذاري در حوزه بهينهسازي داشتيم. براي نمونه، قيمت سوختي که در اختيار نيروگاهها قرار ميگيرد، همچنان فاصله زيادي با قيمت واقعي دارد. قيمت برق نيز در ايران در مقايسه با بسياري از کشورهاي دنيا بسيار پايينتر است.
يعني پايين بودن قيمت انرژي مهمترين عامل مصرف بالاست؟
به اعتقاد من، مهمترين عامل است، اما تنها عامل نيست. وقتي انرژي بسيار ارزان باشد، طبيعي است که مصرفکننده انگيزه کمتري براي صرفهجويي دارد. البته طي سالهاي اخير، به دليل مشکلات اقتصادي، تحريمها و ناترازي انرژي، اين فاصله بيشتر خودش را نشان داده و نتيجه آن را امروز به شکل کمبود برق و گاز مشاهده ميکنيم. اما در کنار قيمت، فرهنگ مصرف نيز اهميت بسيار زيادي دارد. براي مثال، در زمستان بسياري از خانهها و حتي ادارات آنقدر گرم ميشوند که افراد مجبورند پنجره را باز کنند. در حالي که دماي آسايش در زمستان بين ۱۸ تا ۲۱ درجه سانتيگراد است. از سوي ديگر، در تابستان نيز برخي خانوادهها دماي کولر را تا حدود ۱۸ يا ۱۹ درجه پايين ميآورند، در حالي که دماي آسايش در تابستان بين ۲۱تا ۲۴ درجه سانتيگراد است. همين چند درجه اختلاف، تأثير بسيار زيادي بر مصرف برق کشور دارد. براي نمونه، اگر همه خانوادهها فقط دماي کولر خود را در محدوده استاندارد تنظيم کنند، هزاران مگاوات از بار شبکه برق کاهش پيدا ميکند و بسياري از خاموشيها نيز قابل پيشگيري خواهد بود.
بسياري از خانوادهها تصور ميکنند صرفهجويي يعني کم کردن رفاه و آسايش. در اين باره چه توضيحي داريد؟
اين يکي از برداشتهاي نادرست درباره مصرف بهينه انرژي است. ما هيچوقت نگفتهايم و نميگوييم مردم از وسايل سرمايشي يا گرمايشي استفاده نکنند يا آسايش خود را از دست بدهند. همانطور که اشاره شد، تأکيد داريم، رعايت دماي آسايش مدنظر است، يعني در زمستان دماي محيط بين ۱۸ تا ۲۱ درجه سانتيگراد و در تابستان بين ۲۱ تا ۲۴ درجه سانتيگراد تنظيم شود، چرا که اين محدوده، دمايي است که هم از نظر علمي مناسب است و هم افراد در آن احساس راحتي ميکنند. بنابراين، مصرف بهينه به معناي محروميت نيست، بلکه به معناي استفاده درست، منطقي و هوشمندانه از انرژي است.
رعايت همين چند درجه اختلاف دما تا چه اندازه ميتواند بر مصرف برق کشور اثر بگذارد؟
تأثير آن بسيار بيشتر از چيزي است که تصور ميکنيم. الآن که در فصل تابستان هستيم حدود ۴۰ درصد مصرف برق کشور مربوط به وسايل سرمايشي است. بنابراين اگر خانوادهها فقط همين يک موضوع را رعايت کنند و دماي کولر را روي دماي آسايش تنظيم کنند، هم مبلغ قبض برق خود را کاهش ميدهند و هم فشار زيادي از روي شبکه برق کشور برداشته ميشود. اگر اين فرهنگ در ميان خانوادهها نهادينه شود، وزارت نيرو نيز کمتر ناچار خواهد شد محدوديت يا خاموشي براي بخشهاي مختلف، بهويژه صنايع، اعمال کند.
تعرفههاي جديد برق چه پيامي براي خانوادهها دارد؟
تعرفههاي برق امروز نسبت به گذشته تغيير کرده است. در پلههاي بالاي مصرف، قيمت برق بهمراتب بيشتر شده و در برخي موارد به بيش از 4هزار تومان براي هر کيلوواتساعت ميرسد. بنابراين خانوادهها بايد بدانند که ديگر مصرف زياد، مانند گذشته هزينه ناچيزي ندارد و مستقيماً بر هزينههاي زندگي آنها اثر ميگذارد. اگر خانوادهها مصرف وسايل سرمايشي را مديريت کنند و دماي کولر را در محدوده استاندارد نگه دارند، علاوه بر اينکه هزينه قبض برق آنها کاهش پيدا ميکند، به اقتصاد کشور نيز کمک خواهند کرد.
برخي معتقدند اگر قيمت انرژي واقعي شود، مردم خود بهخود مصرفشان را اصلاح ميکنند. آيا شما با اين نظر موافقيد؟
گفته میشود که قيمت، يکي از مهمترين ابزارهاي مديريت مصرف است، اما همه مسئله نيست. اگر قيمتها واقعي باشد، هم خانوادهها و هم صنايع هنگام مصرف انرژي دقت بيشتري خواهند کرد. حتي محل احداث کارخانهها نيز بر همين اساس انتخاب ميشود. براي مثال، وقتي قيمت انرژي واقعي باشد، ديگر احداث صنايع بسيار انرژيبر در مناطق کمآب يا دور از سواحل، توجيه اقتصادي نخواهد داشت. يا گلخانهها در مناطقي احداث ميشوند که از نظر شرايط اقليمي و مصرف انرژي مقرونبهصرفهتر باشند. اما در کنار اصلاح قيمت، آموزش، فرهنگسازي و اصلاح زيرساختها نيز ضروري است. اگر حملونقل عمومي مناسب نباشد يا ساختمانها استاندارد لازم را نداشته باشند، تنها افزايش قيمت نميتواند مشکل را حل کند.
دولت براي کمک به خانوادهها چه اقداماتي بايد انجام دهد؟
همانطور که اشاره شد، اصلاح الگوي مصرف تنها با توصيه و فرهنگسازي محقق نميشود، دولت نيز بايد در کنار مردم باشد. خوشبختانه در اين زمينه اقدامات خوبي آغاز شده است. براي مثال، وزارت نيرو طرح تعويض رايگان موتورهاي قديمي کولرهاي آبي با موتورهاي کممصرف BLDC را اجرا ميکند. اين موتورهاي جديد برق بسيار کمتري مصرف ميکنند و هزينه اجراي اين طرح نيز از محل صرفهجويي در مصرف انرژي جبران ميشود.
در پايان، مهمترين توصيه شما به خانوادهها چيست؟
اگر بخواهم فقط چند توصيه کاربردي داشته باشم، اولين نکته اين است که سرويس دورهاي وسايل سرمايشي و گرمايشي را جدي بگيرند. گاهي تنها با شستوشوي فيلتر کولرهاي گازي، اسپيلتها يا فنکويلها ميتوان مصرف برق را به شکل محسوسي کاهش داد. وقتي فيلترها آلوده باشند، موتور دستگاه براي جابهجايي هوا فشار بيشتري تحمل ميکند؛ در نتيجه هم برق بيشتري مصرف ميشود و هم عمر مفيد دستگاه کاهش پيدا ميکند. همين موضوع درباره موتورخانهها نيز صدق ميکند. يک سرويس ساده و بهموقع، هم مصرف انرژي را کاهش ميدهد و هم از خرابيهاي پرهزينه در آينده جلوگيري ميکند. به خانوادهها توصيه ميکنم هزينه سرويس تجهيزات را هزينه اضافي ندانند بلکه آن را يک سرمايهگذاري تلقي کنند، زيرا اين هزينه معمولاً در مدت کوتاهي از محل کاهش قبوض برق و گاز جبران ميشود. در کنار اين موارد، رعايت دماي آسايش که به آن اشاره شد نيز بسيار مهم است. در نهايت، بايد تأکيد کنم که مصرف بهينه به معناي محروميت نيست. هدف اين نيست که خانوادهها از وسايل سرمايشي يا گرمايشي استفاده نکنند، بلکه هدف اين است که انرژي را بهاندازه و هوشمندانه مصرف کنيم. هر خانواده با چند اقدام ساده، مانند تنظيم صحيح دماي وسايل، سرويس دورهاي تجهيزات، خاموش کردن وسايل غيرضروري و توجه به برچسب انرژي هنگام خريد لوازم خانگي، ميتواند هم هزينههاي زندگي خود را کاهش دهد، هم به اقتصاد کشور کمک کند و هم سهمي در حفظ محيط زيست و منابع انرژي براي نسلهاي آينده داشته باشد.